•
نویسنده ابزار
حقیقت است، او اندیشهها و واقعیتهایی را برای خواننده روشن میکند که خودکامگان
همواره تلاش کردهاند همچنان در حجاب بمانند. او بر آن است تا برای اشیا و اموری
که بیان نشدهاند بیانی مناسب و درخور بیابد، تعریفی روشن از اشیا به دست دهد تا
آدمی با شناخت آنها آسانتر و راحتتر در میانشان زندگی کند. نویسنده امروز صرفن
بر آن نیست تا با داستانهای خود خواننده را سرگرم کند و به او لذت بخشد...
نویسنده دامن آسمان کوتاه زندگی را که بر سر ما خیمه زده و دلگیرمان ساخته بالا
میزند جهان دیگر را به ما مینمایاند تا جهان ما را توسعه بخشد.
•
داستان جدید
موعظه نیست، اندرز نمیدهد، به تبلیغ نمیپردازد، تنها نشان میدهد. ارزشهای آن
پنهان است. این ارزشها در طرح، در آدمها و آدمپردازی، در زبان، در نگرش، در لحن
داستان و جز اینها نهفته است. خواننده باید این عناصر و در نتیجه ساختمان داستان
را دریابد تا درک کامل داستان برایش امکانپذیر گردد.
•
گابریل گارسیا
مارکز، نویسندهی نامآور کلمبیایی، معتقد است که مردم دیر یا زود به جای گفتههای
خودکامگان، سخن نویسنده را باور خواهند کرد. در آن روز نویسنده اعتبار نخستین خود
را باز خواهد یافت و صندلی خویش را بار دیگر تصاحب خواهد کرد.