![]() |
| لطفن برای بزرگنمایی روی تصویر کلیک کنید. |
ون گوگ آرزو داشت روزی مانند «میله» نقاشِ برجستهی زندگی روستایی باشد. به همین خاطر به مطالعه دربارهی دهقانان و زندگیشان پرداخت و سرانجام در بهار ۱۸۸۵ پس از یک سال تلاش مجدانه «سیبزمینیخورها» را آفرید که ادای دینی بینظیر نسبت به زندگی دهقانان بود. او راجع به این نقاشی به برادرش تئو مینویسد «تصویر «سیبزمینیخورها» را برایت نمیفرستم مگر آن که یقین کنم در آن چیزی هست. اما من به کار روی این تابلو ادامه خواهم داد و خیال میکنم چیزهایی در آن است که تو تا کنون نتوانستهای در کار من ببینی یا دست کم به این وضوح ندیدهای- غرضم به خصوص خود زندگی است. من هنگام کار روی این تصویر از روی حافظه نقاشی میکنم.»[۱] و «کوشیدهام بر این نکته تاکید کنم که آن مردمی که در پرتو نور چراغ سیبزمینی میخورند، با همان دستها که خاک را برای یافتن سیبزمینی کاویدهاند، از ظرف سیبزمینی برمیدارند، و بنابراین این طرح از کار یدی سخن میگوید، و این که چه طور این مردم لقمه نانشان را شرافتمندانه به چنگ میآورند.»[۲]
«سیبزمینیخورها» را نخستین شاهکار ون گوگ دانستهاند، شاهکاری که درست زمانی آفریده شد که امپرسیونیسم جنبش هنری غالب بود. اما ون گوگِ تکرو با آن روح بزرگ و ناآرامش راه خود را پیش گرفت و در طول عمر کوتاهش، با قلممویی که رنگها را احساسی و هیجانی روی بوم مینشاند، آثاری آفرید که مایه شگفتی خیلیها شد.
[۱و۲]: از کتاب «زندگی و هنر ون گوگ» اثر پیر کابان(Pierre Cabanne) ترجمهی علیاکبر معصومبیگی-نشر نگاه(چاپ سوم ۱۳۸۱)

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
بازدیدکنندهی گرامی نظر شما پس از تایید نمایش داده خواهد شد.