![]() |
| Emmanuel Roblès |
نمایشنامهی «مونتسرا» از زمان انتشارش در سال ١٩٤٨ مرتبن در سراسر دنیا روی صحنه آمده» و حداقل به ٢٢ زبان ترجمه شده. نمایش در زمان استقلال آمریکای جنوبی میگذرد و همانطور که در توضیح ابتدای کتاب آمده میتواند در هر بستر دیگری از تاریخ نیز تصور شود. نمایش در سه پرده تنظیم شده و هر سه در قرارگاه فرماندهی کل میگذرند. ماجرا از همان لحظهی ابتدا با موضوعی که کنجکاوی مخاطب را برمیانگیزد آغاز میشود. ایزکیردو دیشب سر میز شام نقشهاش را گفته و یک نفر به او خیانت کرده، نقشه را لو داده و باعث شده سیمون بولیوار، رهبر مخالفان، فرار کند. گفتوگویهای اولیه میان سه افسر اسپانیایی فضای خوفانگیز حاکم بر نمایش را نشان میدهد «آه! باز هم جنگ خواهد شد! به سن ژاک سوگند که من جنگ را بیشتر دوست دارم تا اینکه در این سرزمین از کسالت سقط شوم، آخر توی این خراب شده یک دختر خوشگل هم پیدا نمیشود...»
