·
اما من نیز در اینجا همان شیوهی خطیبان امروزی را به کار
بردهام که خود را همچون خدایان تصور میکنند و همچون زالو دو زبان نشان میدهند،
یعنی به محض این که در نطقی به زبان لاتینی، اینجا و آنجا، و به مناسبت یا بیمناسبت،
چند کلمه یونانی وارد کردند گمان میبرند که معجزه و کرامت فرمودهاند. گاهی نیز
که کلمات یونانی مناسب در دسترس ندارند در میان کهنه کتابهای پوسیده قدیم چند
عبارت یا ضربالمثل فراموش شده به دست میآورند و همچون خاک در چشم شنونده یا
خواننده میپرانند زیرا خوب میدانند که آنها که این عبارت را میدانستهاند از
دانستن آن بر خود خواهند بالید و آنان که نمیدانستهاند وی را مورد تمجید قرار
خواهند داد، و هر چه فهم آنان کمتر باشد، تمجید ایشان بیشتر است. زیرا در دوران
ما این قاعده عمومی است که هر قدر چیزی از راهی دورتر برسد بیشتر مورد تمجید است و
همچون طرفه لذت کممانندی پذیرفته میشود.
· ...
من میتوانم شهادت انکارناپذیر مردی را ذکر کنم که مورد تمجید خاص و عام است و آن
«سوفوکل» است که در وصف من ستایش خردمندانهای کرده است: «بزرگترین خوشبختی
زندگی فقدان عقل سلیم است.»
