‏نمایش پست‌ها با برچسب نشر صائب. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب نشر صائب. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۳ شهریور ۲۸, جمعه

یادداشت از متن نمایش‌نامه «حادثه در ویشی»(Incident At Vichy) اثر آرتور میلر(Arthur Miller) ترجمه‌ی رحیم اصغرزاده- نشر صائب(چاپ اول ١٣٤٥)

آرتور میلر



·        لوبو: خیلی بد کردی این طور با او حرف زدی. ببینم این حرف‌ها را می‌توانستی به یکی که شلوار اتو داشت بزنی؟
·        لوبو: خداوندا، شما هیچ ‌وقت تاریخ نمی‌خوانید؟ وقتی ملتی شروع به پر کاری می‌کند، مواظب باشید آن‌ها می خواهند عده‌ای را نابود کنند.
·        بایار: این ایمانی است به آینده، آیندهای که از آن سوسیالیست‌ها است. و این است آن چه که من موقع تو رفتن هم‌راه خودم می‌برم.
·    بایار: فکر می‌کنید در این جامعه هیچ وقت کسی بتواند خودش باشد؟ وقتی که میلیون‌ها نفر گرسنه هستند و چند نفر مثل شاهان زندگی می‌کنند، و تمام نژادها برده‌ی سرمایه‌های بزرگ هستند‌- آدم چه طور می‌تواند در چنین دنیایی خودش باشد. من در مقابل چند فرانک روزی ده ساعت کار می‌کنم، ولی مردمی را می‌بینم که تن به هیچ کاری نمی‌دهند و مالک کره‌ی زمین هستند... چه طور روح من می تواند با جسمم در یک‌جا باشد؟ در این صورت من باید مثل یک میمون ادا در بیاورم.
فن‌برگ: پس روح شما کجاست؟
بایار: در آینده. در روزی که دنیا از آن طبقه‌ی کارگر خواهد شد.