•
آلفیری:
اغلب فکر میکنم پشت این سلام مختصر مشکوک اونها سه هزار سال بدگمانی خوابیده.
وکیل یعنی قانون و تو سیسیل که اجداد اینها ازش اومدند اینجا، قانون از زمان
شکست یونانیها به این طرف چیز دوستانهای نبوده.
•
ادی:
کاترینا، نمیخوام اذیتت کنم، اما تو قر میدی راه میری.
•
ادی:
بعد هم میگذاری میری.
کاترینا: نه، ادی!
ادی: [با نیشخند] چرا نه؟ زندگی همینه. میری یکشنبه
به یکشنبه میآی دیدمون، بعد ماه به ماه، آخرش هم کیریسمس به کیریسمس، عید به
عید.
•
ادی:
تو بروکلین فکر نمیکنم فیلمی مونده باشه که اونها ندیده باشند. رودولفو قراره
وقتی سر کار نیست تو خونه بمونه، نه این که بیفته دوره و جولون بده.
بئاتریچه: خودش میدونه، چی کار داری؟ اگه بگیرند اون رو
میگیرند دیگه. بیا تو.
•
بئاتریچه:
ادی، کی دوباره با من مثل یه همسر رفتار میکنی؟
ادی: خوب مدتیه حالم خوب نیست. از وقتی اونها
اومدند حال و روز برام نگذاشتهاند.
بئاتریچه: الان سه ماهه حالت خوب نیست. در صورتی که اونها
دو- سه هفتهاست اومدند. الان سه ماهه، ادی.
