١. «نخل»
ناصر تقوایی در این مستند به ارائه اطلاعتی میپردازد که یقینن زمان ساخت آن با زحمت بسیار بدست آمده. اطلاعاتی که امروز مفصلترش به سادگی با یک جستوجو در فضای مجازی به دست میآید. فیلمهای مستند از این نوع ظاهرن بخش زیادی از موفقیتشان را مدیون اطلاعاتی هستند که به بیننده میدهند اما «نخل» تمامن متکی به تحقیقات کتابخانهای و میدانیش نیست. ناصر تقوایی با ارائه تصاویر مختلف و بعضن بدیع تاثیر نخلها بر کار و زندگی مردم خوزستان را به تصویر میکشد و از این منظر یک سند تاریخی و جامعهشناسانه ارائه میدهد.
همانطور
که از اسم فیلم پیداست راجع به بیسوادی عامه مردم در دوران معاصر است.
فیلم در تلویزیون ملی ایران تهیه شده و مشخصن برای آگاهی بخشیدن پیرامون
سوادآموزی به مردم است. ناصر تقوایی برای نشان دادن اهمیت این موضوع خوِد
مردم را هدف قرار داده و با نشان دادن سردرگمی آنها در کلان شهر تهران با
تمرکز بر پدیدهی عریضهنویسی به معضل بیسوادی میپردازد. او ضمن ارائهی
تصاویری جسته گریخته از مشکلات بیسوادی به مصاحبه با عریضهنویسان پرداخته و با آنها راجع به دلایل مراجعه مردم و این که چرا به این کار
رو آوردهاند صحبت میکند. او ضمن آن که به موضوع هدف
میپردازد با ارائهی نماهایی پرده از مشکلات مختلف از جمله فقر و بیکاری برمیدارد. جالب آن
که با گذشت مدتی قریب به پنجاه سال از آن دوران مشکل بیسوادی تقریبن برطرف
شده و حالا حتی نان سواد داشتن را هم نمیتوان خورد.
٣. «تاکسیمتر»«تاکسیمتر» مستند خوبی نیست. ناصر تقوایی در این فیلم به مشکلات مردم با رانندگان تاکسی بر سر وسیلهی تاکسیمتر میپردازد. هدف از تهیه این فیلم در تلویزیون ملی آگاهی دادن به مردم راجع به این وسیله بوده و بخش زیادی از آن با منولوگهای یک افسر پلیس پر میشود. به طور حتم اگر در فیلم شاهد چند نمونه از مشکلات مردم بودیم فیلم جذابیت داشت ولی در شکل فعلی شاهد یک مستند منقضی شده هستیم.

