·
(سفیرکبیر باز هم منتظر میماند. از آن سوی خط صدای یک خواننده قدیمی، تینو
روسی و گروهی که او را همراهی میکنند به گوش میرسد. سفیرکبیر باز بر روی تلفن میزند،
موسیقی قطع میشود.)
صدا: الو، بله؟
سفیرکبیر: هنوز هم این ارتباط من و وزیر امور خارجه کشورمان
برقرار...
صدا: درسته، اجازه بدید!
(سکوت. سفیرکبیر باز منتظر میماند. ناگهان سروصدای مرغدانی،
قدقد و قوقولیقوقو... بر روی تلفن میکوبد. سروصدا قطع میشود.)
سفیرکبیر: (با تلفن، عصبانی اما خوددار) من از شما خواستم و
دوباره و سهباره هم خواستم که تماسم رو با وزارت امور خارجهی کشورمان برقرار
کنید، اما...
· نماینده: نه، این دلیل نمیشه. این
نیاز درونی شماست به اعتقاد، به ایمان. بدون ایمان شما مثل بچههایی هستید که آبنباتشون
رو ازشون گرفتهاند. ناراحتید، غمگینید، دلتون میخواد بزنید زیر گریه.
سفیرکبیر: درسته، در مورد بعضی از اشخاص این قضاوت شما
درسته، من خودم یک نفر رو میشناسم...
نماینده: اما ناراحت نباشید بالاخره بچهها آبنباتشون رو
میگیرند.
·
(یک کرهی آبی رو دو ژنرال به دستور نماینده وارد صحنه میکنند.)
سفیرکبیر: پس قارهها کجا هستند؟ یعنی شما رو این کره میبینیدشون؟
نماینده: نه، نمیبینمشون.
سفیرکبیر: خب؟
نماینده: اما این دلیل نمیشه این کره کامل نباشه.
سفیرکبیر: نمیفهمم.
سفیرکبیر: پس قارهها چی میشن؟
نماینده: دارن ترتیبشون رو میدن. (...)
سفیرکبیر: بالاخره در حال حاضر وجود دارند یا نه؟
نماینده: البته وجود دارند، اما از نظر علم جغرافیا.
سفیرکبیر: یعنی دلیل علمی کافی نیست؟
نماینده: نه، کافی نیست، چون از نظر علم سیاست و مسائل
سیاسی، ما هنوز ازشون راضی نیستیم.
· (یک نفر با ریش نتراشیده از کره میآید بیرون.)
سفیرکبیر: چی میل دارید، آقا؟
پناهنده: پناهندگی!
· نماینده: این مرد اصل برتری مطلق
نظام ما بر نظامهای دیگه رو زیر پا گذاشته. این اصل در سرلوحهی قانون اساسی ما
درج شده. در این صورت عمل این فرد، جنایتی بر ضد قانون اساسی ما محسوب میشه و من
تقاضایی جز تحویل این جنایتکار ندارم. حالا تقاضای من رو میپذیرید؟
سفیرکبیر: نه!
·
سفیر کبیر: پس چه چیزی اهمیت داره؟
نماینده: قبل از هر چیز احساسات، احساسات ملی. انسان به
وسیلهی احساساتش اداره میشه. پس برای اداره کردن مردم باید احساساتشون رو مهار
کرد. خب، حالا به من بگید، به نظر شما چه احساساتی در نزد انسان از همه قویتره،
از همه رایجتره و از همه جهانیتره؟ چیزی که هر روز و هر ساعت ممکنه به سراغ هر
کسی بیاد؟ معلومه، ترس و نفرت! نتیجه: «راضی کردن این دو احساس وظیفه اصلی هر
حکومت دموکراتیک است.»
سفیرکبیر: این یک دیدگاه کاملاً منحصر به فرده.
نماینده: برای به وجود آوردن ترس ما همهی وسایل را در کشور
خودمون در اختیار داریم. حکومت خودش این وظیفه را به عهده گرفته. ما امیدواریم
بتونیم کاری کنیم که مردم کشورمون نه فقط از ما بترسند، بلکه از خودشون هم وحشت
داشته باشند. اما برای به جود آوردن نفرت باید کاری کرد که نفرت مردم متوجه خارج
از کشور بشه. پس در این صورت، ما احتیاج به دشمن داریم، به یک کشور خارجی که مردم
ما بتونند ازش متنفر باشند، البته زیر نظر و کنترل خود ما. البته لازمه که این
دشمن به اندازهی کافی قوی باشه تا مردم ما واقعن حس کنند که در معرض خطر قرار
گرفتهاند، تا نفرتشون هم به همون اندازه قوی باشه. هر چه قدر بیشتر از دشمن
متنفر باشند از ما بیشتر خوششون میآد و بیشتر از حکومت خودشون حمایت میکنند.
(سر و صدای مردم از بیرون.) امیدوارم متوجه شده باشید که در حال حاضر دشمن ما شما
هستید.
سفیرکبیر: ما بودیم.
نماینده: شما هستید.
سفیرکبیر: مثل این که فراموش کردید طبق گفتهی شما ما دیگه
وجود نداریم.
نماینده: اما چه کسی این رو میدونه؟ فقط شما و من. در نظام
حکومتی ما مردم از چیزی با خبر نمیشند مگه این که ما بهشون بگیم. و چون در این
مورد ما چیزی بهشون نمیگیم، همه چیز مثل گذشته سر جاش باقی میمونه.
· سفیرکبیر: من از شما نخواستم بگید چه
طوری میشه بیایمان بود، این رو خودم خوب میدونم. ازتون میخوام بگید چطوری میشه
با ایمان بود.
![]() |
| داریوش مودبیان |
پناهنده: باور کنید آقا، واقعاً من هیچی نمیدونم.(مکث.)
پیداش کردم صبر کنید... پیداش کردم: برای ایمان داشتن هیچ دلیلی لازم نیست.
سفیرکبیر: حتماً میخواید برعکسش رو بگید، برای ایمان داشتن
باید دلایل قوی داشت، مگه نه؟
پناهنده: نه آقا. اگه شما دلایل قوی داشته باشید، دیگه اون
اسمش ایمان نیست، اطمینانه. اطمینان که ایمان نیست. (...)
سفیرکبیر: و شیطان به نظر شما چی میتونه باشه؟
پناهنده: شیطان ضد ایمانه. یقین پیدا کردن و مطمئن شدنه. هر
چیزی که در راه ایمان سنگ بیندازه یعنی هر چیزی که بشه اثباتش کرد، بشه بیشک و
شبهه بهش رسید، همه از ساختههای شیطانه.
سفیرکبیر: به عبارت دیگه، هر چیزی که بهش بگیم «بله این
مطمئنن، همینه!» از شیطانه.



هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
بازدیدکنندهی گرامی نظر شما پس از تایید نمایش داده خواهد شد.