•
آلیس: بازی
استریندبرگ
ادگار: رقص مرگ اثر آگوست استریندبرگ
کورت: تنظیم از فریدریش دورنمات
•
ادگار:
من مریض نیستم. هیچ وقت مریض نبودهام، هیچ وقت هم مریض نخواهم شد.
آلیس: این نظر شماست.
ادگار: من یکباره میمیرم و مثل یک سرباز پیر میافتم
زمین.
آلیس: دکتر نظر دیگهای داره.
ادگار: دکتر احمقه.
•
ادگار:
چون ما با این مردم رفتوآمد نداریم. و با این مردم رفتوآمد نداریم، چون نمیخوایم
رفتوآمد داشته باشیم، نمیخوایم رفتوآمد داشته باشیم، چون ازشون متنفریم.
آلیس: چون تو ازشون متنفری.
ادگار: احمقاند.
آلیس: تو به همه همین رو میگی. فقط خودت رو استثنا
میدونی.
ادگار: من یک آدم حسابیام.
•
آلیس:
اگه با هم ازدواج نکرده بودیم، من هنوز توی تئاتر بودم.
ادگار: چه شانسی آورد اون تئاتر.
آلیس: من یک هنرپیشهی معروف بودم.
ادگار: نقدنویسها نظر دیگهای داشتند.
آلیس: نقدنویسها بدجنساند.
ادگار: ولی احمق نیستند.
•
ادگار:
اونوقتها گاهی خیلی خوشبخت میشدیم وقتی یک نفر رو دعوت میکردیم.
آلیس: ولی بعدش بدبختتر بودیم. فقط مهمونمون خوشحال
بود که میتونست بره.
•
ادگار:
چیزی رو که خدا به هم پیوند میده، بشر حق نداره از هم جدا کنه. کورت، ما مورچهای
بیشتر نیستیم. مورچههای ضعیفی در مقابل ابدیت.
•
ادگار:
امیدورام تو هم مثل این آدمهای متظاهر ضدالکل نشده باشی.
کورت: فقط سعی میکنم کم بخورم.
ادگار: آدم حسابی اونیه که بتونه تا خرخره مشروب
بخوره.
•
ادگار:
تو فقط برای این اومدی اینجا که از دیدن منجلآب ازدواج ما کیف کنی.
کورت: یعنی چه؟ ازدواج شما که سعادت آمیزه!
ادگار: حتا یک ازدواج سعادتآمیز هم منجلآبه. ازدواج
کلن منجلآبه.
•
ادگار:
... وقتی فکر زن سابق تو رو میکنم...
کورت: اون قضیه رو دوباره زنده نکن.
ادگار: اون هم زن فوقالعادهای بود. ولی تو نتونستی
بهاش فرم بدی. مرد باید بتونه به زنش فُرم بده. فرم!
•
کورت:
من زنم رو دوست داشتم.
آلیس: قبل از اون من رو دوست داشتی.
کورت: بعله! ولی تو با پرچم پیروزی به طرف نویسندهی
ارتشی خودت پرواز کردی که بتونی سری تو سرها دربیاری.

