۱۳۹۳ اسفند ۳, یکشنبه

یادداشت از متن نمایش‌نامه «اپرای سه پولی»(The Threepenny Opera) اثر برتولت برشت(Bertolt Brecht) ترجمه‌ی علی‌اکبر خداپرست- نشر البرز



   راوی: هم‌اکنون شما اپرایی درباره‌ی فقرا خواهید دید. چون این اپرا بسیار باشکوه است که فقط فقرا می‌توانند آن را درک کنند و از آن‌جا که بسیار ارزان است که حتا گدایان هم می‌توانند آن را ببینند، اپرای سه پولی خوانده شده است.

   پیچام: [...] حتا مردم نسبت به آیه‌های کتاب مقدس که فقیرا به گردن‌شون می‌ندازن پس از مدتی بی‌اعتنا می‌شن. مثلن به این توجه کنین. «تو نیکی می‌کن و در دجله انداز/ که ایزد در بیابانت دهد باز». ما این یکی رو حدد سه هفته به کار بردیم اما حالا دیگه فایده‌ای نداره. من می‌تونم آیه‌های تازه‌تری پیدا کنم، اما خیلی زود معلوم می‌شه که کتاب مقدس هم دردی رو دوا نمی‌کنه.

   مت: خیلی از مردم شهر این ازدواجو از یاد نمی‌برن. چون تو خیلی جرات کردی که تنها دختر آقای پیچام رو از جلو چشماش قاپیدی.

مک هیث: آقای پیچام دیگه کیه؟

   پالی: همین الان براون رو دیدم. پدرم نیز اون‌جا بود. اونا دارن نقشه می کشن که تو رو بگیرن. مک، تو بایس فورن اثاثتو جمع کنی.

مک هیث: چی؟ اسبابامو جمع کنم؟ زکی. بیا این‌جا پالی. ما کار دیگه‌ای داریم که بایس انجام بدیم.


   راوی: ناقوس‌های مراسم تاج‌گذاری هنوز به صدا در نیامدند. مک چاقوکش به سوی فاحشه‌خانه می‌رود. یکی از فاحشه‌ها به او خیانت می‌کند.

        مک هیث: زمانی بسیار دور

من و او با هم اتاقی داشتیم.

من به او می‌آموختم که چه طور مشتری پیدا کند.

و او خرجم را می‌داد و من از او حمایت می‌کردم.

   خانم پیچام: مک عزیز، شوهرم همیشه می‌گفت که بزرگ‌ترین قهرمانای دنیا دم در جنده‌خونه پاشون می‌لنگه و خطا می‌کنن.

   پیچام: [...] تازه تموم اشرافا به دیدن مراسم میان. همون اشرافائی که عامل ایجاد فقر هستن و در عین حال چشم دیدن فقیرا رو ندارن. با این همه اونا هم مثل فقیرا ضعیف و خر هستن. گوش کنین چی می‌گم. شما بایس خودتونو به کوری بزنین، انگار نه انگار که چیزی می‌دونین. هیچی هم که نمی‌دونین. بجنبین. اگه از همین حالا دست به کار نشین، دیگه نمی‌ذارم گدایی کنین.

        همگی با هم: بر ضد بی‌عدالتی مبارزه کن

اما از یاد مبر که مبارزه‌ات را ثمری نیست.

از یاد مبر که مبارزه‌ات

بی‌ثمر و سرشار از مذلت خواهد بود.

        راوی: [...] مردانی هستند که بدون آگاهی زندگی می‌کنند.

و گروهی دیگر که می‌کوشند آزادی را به چنگ آورند.

کسانی را که در تاریکی هستند نخواهید دید.

اما آنان که برای آزادی مبارزه می‌کنند، می‌بینید.