‏نمایش پست‌ها با برچسب ادبار و آینه. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ادبار و آینه. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۲ آذر ۹, شنبه

در «ادبار و آینه» اثر محمود دولت‌آبادی(Mahmoud Dowlatabadi)-نشر نگاه



·       گردنی مثل دم سیب

·        چشم‌هایی داشت در همه‌ی ولایت خراسان، طاق.

 
·        روی هم رفته از همه‌ی شیره‌کش‌خانه‌های دیگر بیشتر به چرخ بود.

·    کوکب توی آفتاب پشت‌بامش می‌نشست، پاهایش را روی هم دراز می‌کرد و سرش را به دامن رحمت می‌گذاشت و می‌گفت: بجورش. رحمت اگر جموخی پیدا می‌شد بیرون می‌کشید.

·        مثل شلغم پخته‌های شب‌مانده...