مرگ
اینجا، قارهی هشتم، اقلیم لحظههای خوب است.
نمایش پستها با برچسب
اکبر رادی
.
نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب
اکبر رادی
.
نمایش همه پستها
۱۳۹۲ اسفند ۴, یکشنبه
یادداشتی بر نمایشنامه «آمیزقلمدون» اثر اکبر رادی(Akbar Radi)- نشر نیلا(چاپ اول ١٣٧٧)
›
آری! به شرف سوگند که شهربانوی دلبند خود را بیشتر از آبهای زلال دشتها، بیشتر از سایههای نیلگون کوهساران، بیشتر از عصمت یک ...
یادداشتی بر نمایشنامه «لبخند با شکوه آقای گیل» اثر اکبر رادی(Akbar Radi)- نشر زمان(چاپ دوم ٢٥٣٧)
›
زندگی اشرافی علیقلیخان گیل رو به اضمحلال است. او دارد میمیرد و فرزندانش منتظرند. صدای زنگولهی مرگ را شنیده اما نمیخواهد باورش ک...
۱۳۹۲ دی ۲۸, شنبه
یادداشتی بر نمایشنامه «منجی در صبح نمناک» اثر اکبر رادی(Akbar Radi)- نشر زمان(چاپ اول ١٣٦٥)
›
«منجی در صبح نمناک» داستان نویسندهای است به نام محمود شایگان که در گرماگرم انقلاب میان رسانههای خبری سروصدای زیادی به راه انداخته....
۱۳۹۲ دی ۲۶, پنجشنبه
یادداشتی بر نمایشنامه «مرگ در پاییز» اثر اکبر رادی- نشر زمان (چاپ دوم ٢٥٣٧)
›
مرگ در پاییز حکایت علاقهی عاشقانهی پیرمردی است به پسرش که گذاشته و رفته. رادی باز هم به زندگی مردمی پرداخته که به خوبی میشناسدشان؛ اه...
۱۳۹۲ دی ۲۵, چهارشنبه
یادداشتی بر نمایشنامه «شب روی سنگفرش خیس» نوشتهی اکبر رادی(Akbar Radi)- نشر نیلا(چاپ اول ١٣٧٨)
›
نمایشنامه در پنج پرده تنظیم شده و در تک صحنهای آپارتمانی اجرا میشود. رادی برای موسیقی صحنهاش سراغ بتهوون رفته و «Für Elise» را ...
یادداشتی بر کتاب «بشنو از نی» یا «مکالمات با اکبر رادی» تالیف ملکابراهیم امیری-انتشارات هدایت رشت،١٣٧٠
›
مکالمات ملکابراهیم امیری با اکبر رادی حدود هشتصد صفحه دستنویس بوده که چکیده آن با حجم نزدیک به دویست صفحه در این کتاب گرد آمده و...
۱۳۹۲ آذر ۱۴, پنجشنبه
یادداشتی بر نمایشنامه «افول» اثر اکبر رادی(Akbar Radi)-نشر قطره
›
[...] به نام خودتون «تکیه کسمایی» رو علم کردین. ماشینتونو زیر پای چندتا روضهخوان شهری گذاشتین که ...
۱۳۹۲ آذر ۷, پنجشنبه
یادداشتی بر نمایشنامه «در مه بخوان» اثر اکبر رادی(Akbar Radi)-نشر قطره
›
رادی ذیل عنوان «در مه بخوان» شخصیتهای نمایش را معرفی و صحنه را توصیف میکند. سپس چهار پردهی نمایش را با ١ .عصر ملالانگیز آقایان ٢ .اگر...
یادداشتی بر نمایشنامه «روزنهی آبی» اثر اکبر رادی(Akbar Radi)-نشر قطره
›
تو هم مقصری مادر؛ چون وقتی اون جنازه منو توی شکمت میذاشت، تو چشمهاتو بستی و با رضا و لذت منو قبول ...
›
صفحهٔ اصلی
مشاهده نسخه وب