
مکالمات ملکابراهیم امیری با اکبر رادی حدود هشتصد صفحه دستنویس بوده که چکیده آن با حجم نزدیک به دویست صفحه در این کتاب گرد آمده و البته خود رادی نیز در تهیه و تنظیم آن نقش داشته. زبان رادی این جا نیز چنان که در نمایشنامههایش شاهدیم شیرین و مثالزدنی و البته گزنده است. او در جایجای این کتاب بسیاری از نامداران عصر خود را نقد میکند و بسیاری را میستاید. کتاب برخلاف آن چه که ممکن است به نظر آید، چندان به نمایشنامههای رادی نمیپردازد و بیشتر بر تفکرات او پیرامون مسائل روز متمرکز است. شروع کتاب به رسم معمول از تولد، کودکی، نوجوانی و جوانی رادی آغاز میشود و پس از پرداختن به خاطراتی چند از آن به روزگار همکوکی با حسین زندهرودی و محمدرضا زمانی میرسد و جستوجوهای فلسفیشان.
موضوع بعدی نویسندگانی است که رادی آثارشان را خوانده. او با ارادتی خاص نسبت به هدایت حرف میزند و میگوید برای «هوای ابری، ملس و نوستالژیک» هدایت احترام قائل است. از علوی میگوید و میپرسد «مگر چندبار میشد حماسهی تابناک «گیله مرد» را دوره کرد که دیگر جمله به جمله از برش بودیم.» اما چوبک و جمالزاده و آلاحمد را نقد میکند.