![]() |
| ابراهیم یونسی** |
در بین واپسین نمایشنامههای شکسپیر، عمومن «توفان» رُمَنس در نظر گرفته شده
و بارها خداحافظی شکسپیر با هنر دراماتیک تفسیر شده است. نمایشنامهای که یکی از اصیلترین آثار شکسپیر است چرا که برای
طرح مرکزی آن هیچ منبع مشخصی شناخته نشده.
داستان «توفان» در عصری ناشناخته بر جزیرهای بینام آغاز میشود که بعضی از منتقدان
آن را تداعی کنندهی تم استعمار اروپا در دنیای جدید، میدانند.
طرح بر شخصیت پروسپروی جادوگر، دوک تبعیدی میلان، که به طرز ناجوانمردانهای معزول و به همراه دخترش میراندا در اقیانوس رها شده،
متمرکز است. او پس از رسیدن به جزیره با استفاده از سحر و جادو «آریل» را که موجودی
پری مانند است آزاد و «کالیبانِ» حیوانصفت را به بردگی میگیرد. پروسپرو سپس غاصبانِ
[پادشاهی]، برادرش آنتونیو و شاه ناپل، آلونسو را با کشاندن به جزیره و از بین بردن
کشتیشان با توفانی جادویی تنبیه میکند. او پس از انتقام سهمگینش با ژستی صلحجویانه
و اعلام پیوند دخترش با پسر آلونسو، پرنس فردیناند، درام را میبندد. در صحنهی پایانی
پروسپرو با برادرش که بر سرزمیناش حکم میرانده، روبهرو شده و از او میخواهد قلمرو
پادشاهیاش را بازگرداند. سپس جزیره را تحت کنترل کالیبان ترک کرده، قدرت جادوییاش را فراموش
میکند و پیروزمندانه به میلان بازمیگردد.



