ما داریم کسی رو محاکمه میکنیم که قبل از این دوستش داشتیم و به قدرت رسوندیمش. کسی که به ما دروغ گفت، به ما خیانت کرد.
فیلمنامهی «چرخدنده»(۱۹۴۶) که در زمان حیات سارتر هیچگاه به فیلم تبدیل نشد بارها برای صحنهی نمایش تنظیم و اجرا شده است. سارتر در مصاحبهای راجع به آن میگوید «چیزی که بیشتر از همه در نوشتن این فیلمنامه مرا به خود مشغول میداشت انتقال روش جدیدی در «به نمایش گذاردن گذشته» بر روی پردهی سینما بود. روشی که قبل از جنگ، داستاننویسان انگلوساکسون آن را بسیار به کار میگرفتند و ما آن را «تعدد دیدگاهها» مینامیم. این روش آن روزها سخت طرفدار پیدا کرده بود. کافی است «همشهری کین» یا «راشومون» را به خاطر بیاورید، سعی بر این بود که تدوام سنتی روایت در هم شکسته شود، که «رجعت به گذشته»، «فلاشبک» انعطافپذیر شود و بالاخره یک واقعه از زوایا و دیدگاههای مختلف توصیف شود. برای این فیلم، من در نظر داشتم نه فقط تدام زمان وقوع حوادث را به کلی در هم بشکنم، بلکه یک شخصیت –به طور مثال- «هلن» را با چهرههای گوناگون بر حسب این که چه کسی دربارهی او حرف میزند، ظاهر سازم.»

