‏نمایش پست‌ها با برچسب داریوش مودبیان. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب داریوش مودبیان. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ خرداد ۴, دوشنبه

یادداشتی بر نمایش‌نامه «چرخ‌دنده»(In the Mesh / L'engrénage) اثر ژان-پل سارتر(Jean-Paul Sartre) ترجمه‌ی داریوش مودبیان- نشر قاب(چاپ دوم ۱۳۸۹)


ما داریم کسی رو محاکمه می‌کنیم که قبل از این دوستش داشتیم و به قدرت رسوندیمش. کسی که به ما دروغ گفت، به ما خیانت کرد.

فیلم‌نامه‌ی «چرخ‌دنده»(۱۹۴۶) که در زمان حیات سارتر هیچ‌گاه به فیلم تبدیل نشد بارها برای صحنه‌ی نمایش تنظیم و اجرا شده است. سارتر در مصاحبه‌ای راجع به آن می‌گوید «چیزی که بیش‌تر از همه در نوشتن این فیلم‌نامه مرا به خود مشغول می‌داشت انتقال روش جدیدی در «به نمایش گذاردن گذشته» بر روی پرده‌ی سینما بود. روشی که قبل از جنگ، داستان‌نویسان انگلوساکسون آن را بسیار به کار می‌گرفتند و ما آن را «تعدد دیدگاه‌ها» می‌نامیم. این روش آن روزها سخت طرف‌دار پیدا کرده بود. کافی است «هم‌شهری کین» یا «راشومون» را به خاطر بیاورید، سعی بر این بود که تدوام سنتی روایت در هم شکسته شود، که «رجعت به گذشته»، «فلاش‌بک» انعطاف‌پذیر شود و بالاخره یک واقعه از زوایا و دیدگاه‌های مختلف توصیف شود. برای این فیلم، من در نظر داشتم نه فقط تدام زمان وقوع حوادث را به کلی در هم بشکنم، بل‌که یک شخصیت –به طور مثال- «هلن» را با چهره‌های گوناگون بر حسب این که چه کسی درباره‌ی او حرف می‌زند، ظاهر سازم.»

۱۳۹۲ بهمن ۱۱, جمعه

در نمایش‌نامه سفارت‌خانه اثر اسلاومیر مروژک(Sławomir Mrożek) ترجمه‌ی داریوش مودبیان- نشر قاب(چاپ اول ١٣٨٣)


·        (سفیرکبیر باز هم منتظر می‌ماند. از آن سوی خط صدای یک خواننده قدیمی، تینو روسی و گروهی که او را همراهی می‌کنند به گوش می‌رسد. سفیرکبیر باز بر روی تلفن می‌زند، موسیقی قطع می‌شود.)
صدا: الو، بله؟
سفیرکبیر: هنوز هم این ارتباط من و وزیر امور خارجه کشورمان برقرار...
صدا: درسته، اجازه بدید!
(سکوت. سفیرکبیر باز منتظر می‌ماند. ناگهان سروصدای مرغ‌دانی، قدقد و قوقولی‌قوقو... بر روی تلفن می‌کوبد. سروصدا قطع می‌شود.)
سفیرکبیر: (با تلفن، عصبانی اما خوددار) من از شما خواستم و دوباره و سه‌باره هم خواستم که تماسم رو با وزارت امور خارجه‌ی کشورمان برقرار کنید، اما...

صدا: اما قربان، شما داشتید با وزارت امور خارجه‌ی کشورمون حرف می‌زدید.