‏نمایش پست‌ها با برچسب داستان کوتاه. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب داستان کوتاه. نمایش همه پست‌ها

۱۴۰۲ مهر ۳۰, یکشنبه

یادداشتی بر «مجموعه داستان کوتاه قرنطینگی» نوشته جمعی از نویسندگان - نشر نظام‌الملک

 «مجموعه داستان کوتاه قرنطینگی» شامل 19 داستان در حال و هوای دوران کروناست که خوندنش یادآور روزای سختیه که پشت سر گذاشتیم و حالا شاید خیلی دور به نظر می‌رسن. مرگ، اون روزا توی ذهن خیلیا جا خوش کرده بود و انگار تو خونه، کوچه و خیابونا پرسه می‌زد و انتخاب می‌کرد کیو با خودش ببره. می‌برد و غم و ترس و تنهایی به جا می‌ذاشت. اما داستانای این مجموعه داستان زندگی‌ان. زندگی با ویروس کرونا. واسه همینه که خوندن‌شون خالی از لطف نیست. ما رو می‌برن به روزایی که زندگی فرق داشت و عادی نبود. روزایی که یه چالش بزرگ به چالشای زندگی ایرانی اضافه شده بود و ایرانی در سرزمینش انگار پناهی جز خودش نداشت.

خوندن همه داستانا به خاطر تاثیری که کرونا بر حال و هواشون داره جذابه و خواننده رو با خودش همراه می‌کنه. همراهیی که می‌تونه غم‌انگیز باشه یا لب‌خند روی لب مخاطب بنشونه.






یادداشتی بر داستان کوتاه «کسی به سرهنگ نامه نمی‎‌نویسد» نوشته گابریل گارسیا مارکز، ترجمه احمد گلشیری- نشر نگاه

داستان «کسی به سرهنگ نامه نمی‌نویسد» از اون داستاناییه که آدم وقتی می‌خونه غصه‌ش می‌شه. وقایع داستان در کلمبیا می‌گذره اما انگار جنبه‌هایی از زندگی ایرانی رو توی خودش داره. داستان به شدت غمگینه و طنزش هم آدمو ناراحت می‌کنه. امید، انتظار و فقر عناصر پر رنگن و حال و هوای طوفان و بارون بر سر زندگی سرهنگ سنگینی می‌کنه. داستان هیجان‌انگیز و غافل‌گیرکننده نیست اما خط روایی جذابی داره. حس دوگانه سرهنگ و همسرش نسبت به خروس، امید‌های بی‌حاصل سرهنگ و  تلاش برای یافتن راه حلی که اصلا وجود نداره داستانو به خوبی پیش می‌بره و به سرانجام می‌رسونه. سرانجامی که برای سرهنگ چیزی جز یک شکست بزرگ نیست.



بخش‌هایی از مقدمه کتاب «بهترین داستان‌های کوتاه گابریل گارسیا مارکز» با مقدمه و ترجمه احمد گلشیری

 



۱۳۹۳ آبان ۴, یکشنبه

یادداشت از مقدمه‌ی کتاب «داستان و نقد داستان (جلد اول)» گزیده و ترجمه‌ی احمد گل‌شیری- نشر نگاه



   نویسنده ابزار حقیقت است، او اندیشه‌ها و واقعیت‌هایی را برای خواننده روشن می‌کند که خودکامگان هم‌واره تلاش کرده‌اند هم‌چنان در حجاب بمانند. او بر آن است تا برای اشیا و اموری که بیان نشده‌اند بیانی مناسب و درخور بیابد، تعریفی روشن از اشیا به دست دهد تا آدمی با شناخت آن‌ها آسان‌تر و راحت‌تر در میان‌شان زندگی کند. نویسنده امروز صرفن بر آن نیست تا با داستان‌های خود خواننده را سرگرم کند و به او لذت بخشد... نویسنده دامن آسمان کوتاه زندگی را که بر سر ما خیمه زده و دل‌گیرمان ساخته بالا می‌زند جهان دیگر را به ما می‌نمایاند تا جهان ما را توسعه بخشد.
   داستان جدید موعظه نیست، اندرز نمی‌دهد، به تبلیغ نمی‌پردازد، تنها نشان می‌دهد. ارزش‌های آن پنهان است. این ارزش‌ها در طرح، در آدم‌ها و آدم‌پردازی، در زبان، در نگرش، در لحن داستان و جز این‌ها نهفته است. خواننده باید این عناصر و در نتیجه ساختمان داستان را دریابد تا درک کامل داستان برایش امکان‌پذیر گردد.
   گابریل گارسیا مارکز، نویسنده‌ی نام‌آور کلمبیایی، معتقد است که مردم دیر یا زود به جای گفته‌های خودکامگان، سخن نویسنده را باور خواهند کرد. در آن روز نویسنده اعتبار نخستین خود را باز خواهد یافت و صندلی خویش را بار دیگر تصاحب خواهد کرد.

یادداشت از متن کتاب «هشتاد سال داستان کوتاه ایرانی» (جلد اول از١٣٠٠ تا ١٣٦٠) به انتخاب و بررسی حسن میرعابدینی- نشر خورشید (چاپ دوم ١٣٨٥)


جلد اول
بهرام صادقی: «در وهلهی اول باید داستان نوشت. داستان خالص، باید ساخت، به هرشکل و هر جور... فقط مهم این است که راست بگویی. خواننده و اجتماع از نویسنده این را نمیخواهد که از آن‌چه در اطرافش میبیند و خودش بیشتر از او (نویسنده) به آن آگاه است برایش بگوید. خواننده تجربهای میخواهد کاملن شخصی، تجربهای که خودش نداشته است. هرکس تجربه‌ی مخصوص خودش را میتواند عرضه کند. من آن داستاننویسی را می‌پسندم که چیزی را بگوید که هیچ‌کس دیگر نتواند بگوید. هنرمند باید چیزی از خود به دنیا اضافه کند...» 




۱۳۹۳ تیر ۲۶, پنجشنبه

در مجموعه داستان «آفتاب مهتاب»(Aftab-Mahtab) اثر شیوا ارسطویی(Shiva Arastuei)- نشر مرکز(چاپ پنجم ١٣٨٧)


·         حالا دفتر خاطراتم افتاده دست خودم و چیزی از نوشته‌ها سر درنمی‌آورم.
·         همیشه وقتی دروغ می‌گفت، خودش زودتر از طرف، دروغش را باور می‌کرد. شهرزاد با خودش فکر می‌کرد حرف‌های دروغکی چه قدر واقعی‌ترند.
·     خوش‌حال بود که امیر هنوز هم همان پسربچه‌ی ساده‌ای است که نمی‌فهمید شهرزاد تقسیم را بهتر از او بلد است. ولی اگر امیر می‌فهمید، دیگر یواشکی دستش را نمی‌گرفت و تقسیم یادش نمی‌داد.
·         آن روزها کم‌تر دروغ می‌گفت. چند بار رک و راست به امیر گفته بود «بیا بریم خونه‌ی ما.»
·         زنگ تفریح، بچه‌ها چشم که می‌گذاشتند، اولین آدمی که غیبش می‌زد امیر بود. شهرزاد حس می‌کرد یک‌هو مدرسه خالی شد.
·         می‌شد با او عروسی کرد، براش قورمه‌سبزی پخت و با او درباره‌ی تازه‌ترین فیلم دنیا حرف زد.
·         به پیشانی‌ام نگاه کرد. فکر کردم حالاست که چین‌های پیشانی را ببیند.

۱۳۹۲ دی ۲۵, چهارشنبه

یادداشتی بر مجموعه داستان روزی روزگاری، دیروز (منتخب نیویورکر) ترجمه‌ی لیلا نصیری‌ها-نشر مروارید (چاپ اول ١٣٨٣)

این مجموعه شامل هشت داستان کوتاه منتشر شده در مجله‌ی نیویورکر است:

١.    «زنان آسیب‌پذیر» اثر جان آپدایک
٢.    «قلچماق‌ترین سرخ‌پوست دنیا» اثر شرمن آلکسی
٣.    «بازی‌گر آماده می‌شود» اثر دانلد آنتریم‌
٤.    «سلطه» اثر رابرت استون
٥.    «ناکامی‌های یک آرایش‌گر» اثر جورج ساندرز
٦.    «روزی روزگاری، دیروز» اثر حنیف قریشی
٧.    «سومین و آخرین قاره» اثر جومپا لاهیری
٨.    «خرسی که از پشت کوه آمد» اثر آلیس مونرو


داستان‌های این مجموعه در پیش‌گفتار چنین معرفی شده‌اند: «انجمن سردبیران مجلات آمریکا،از سال ١٩٦٦، با همکاری دانشکده روزنامه‌نگاری دانش‌گاه کلمبیا، هر سال به بهترین آثار چاپ شده در مجلات آمریکایی و در حوزه‌های مختلف جوایزی اهدا می‌کند و سال‌هاست که مجله‌ی نیویورکر در حوزه‌های مختلف داستان، نقد ادبی، نقد سینمایی، گزارش‌های تحلیلی و... در این جوایز حضور پررنگی دارد.
در سال ٢٠٠٠ نیز، مجله نیویورکر از طرف این انجمن به عنوان برنده‌ی بخش داستان انتخاب شد. این جایزه به پاس انتشار داستان‌های استثنایی به این مجله اهدا شد. شش داستان «سومین و آخرین قاره» نوشته‌ی جومپا لاهیری، «ناکامی‌های یک آرایش‌گر» نوشته‌ی جورج ساندرز، «سلطه» نوشته‌ی رابرت استون، «بازی‌گر آماده می‌شود» نوشته‌ی دانلد آنتریم، «قلچماق‌ترین سرخ‌پوست دنیا» نوشته‌ی شرمن آلکسی، «خرسی که از پشت کوه آمد» نوشته‌ی آلیس مونرو به آخرین مرحله‌ی این مسابقات راه یافتند که از میان آن‌ها سه قصه اول جایزه نهایی این انجمن را به خود اختصاص دادند.

این یادداشت پیرامون این داستان‌ها منهای داستان‌های شماره سه و پنج است.

۱۳۹۲ دی ۵, پنجشنبه

در کتاب «درباره رمان و داستان كوتاه» اثر سامِرسِت موآم(W. Somerset Maugham) ترجمه‌ي كاوه دهگان ( چاپ سوم، ٢٥٣٦شاهنشاهي):




مقدمه:
   در اين كتاب چناچه درست از آغاز مطالب متوجه مي‌شويد، «ديد هنري» موآم با نظر تولستوي تفاوت فاحش دارد و از هر جهت مخالف آن است. تولستوي رمان و داستان كوتاه و انواع ديگر هنر را وسيله تزكيه و تهذيب اخلاق جماعات بشري مي‌داند و نظريه هنر براي هنر را مردود مي‌شمرد و سخت مي‌كوبد؛ ولي موآم، رمان و داستان كوتاه را فقط وسيله‌ي تفريح خاطر و سرگرمی خواننده مي‌داند و هوادار «هنر براي هنر» است

ده رمان عالي دنيا:
       خواننده‌ي خردمند، از خواندن آن‌ها بزرگترين لذت را كسب مي‌كند، به شرط آنكه هنر مفيد رها كردن پاره‌اي از بخش‌هاي هر كتاب را بياموزد.