رادی ذیل عنوان «در مه بخوان» شخصیتهای نمایش را معرفی و صحنه را توصیف میکند. سپس چهار پردهی نمایش را با ١.عصر ملالانگیز آقایان ٢.اگر به کلبه بیایی ٣.آه، مشدی منوچ ٤.در مه بخوان، نامگذاری میکند. در نمایشنامه زمان به شکل شکست محسوسی شکسته میشود. در رفت و آمد آدمها به صحنه وقفهی زمانی وجود ندارد و پس از خروج شخص یا اشخاصی برای پی گرفتن پیرنگ و داستان نمایش دیگران بلافاصله وارد صحنه میشوند. اگرچه این رفت و آمدها در ابتدای نمایشنامه تصادفی به نظر میآیند اما مخاطب پس از چندی متوجه میشود عمدی در کار است و زمان به وفور شکسته خواهد شد. با پایان یک پرده و آغاز پردهی دیگر همان شخصیتهای پردهی قبلی بر صحنهاند با این تفاوت که زمان، زمان دیگری است.
موسیقی نیز صدای فلوت احمد قبلهگاهی و صدای آواز مشدی منوچ است که بر تاثیر حسی صحنه میافزاید. ویژگی دیگر این اثر استفادهی ظریف و هنرمندانهی رادی از اشیاست که توجه دوچندان مخاطب را میطلبد. کنار هم قرار دادن این ویژگیها ضمن آنکه از واقعگرایی اجتماعی اثر نمیکاهد فرم و ساختاری مدرن به آن میدهد.