‏نمایش پست‌ها با برچسب در پوست شیر. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب در پوست شیر. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۲ دی ۲۸, شنبه

در نمایش‌نامه «در پوست شیر» اثر شون اوکیسی(Seán O'Casey) ترجمه‌ی اسماعیل خوئی- نشر رز(چاپ اول فروردین ٥٠)


•    داورن: از وضع من می‌ترسه؟!
شوماس: خیال می‌کنه تو فراری هستی. می‌ترسه یه دفه پلیسا بریزن و خونه‌ی نازینشو خراب کنن.
•    مینی: می‌دونم دارین شوخی می‌کنین؛ شما حاضرین برای میهن‌تون بمیرین.
داورن: وا...، چه می‌دونم.
•    تامی: حرفی درش نیس، مینی، حرفی درش نیس... آقای داورن حرف منو خوب می‌فهمن- ما مثل دوتا مرد داریم گپ می‌زنیم. حرف‌مون همه‌اش اینه که «زنده‌باد جمهوری ایرلند.» ها، آقای داورن؟
داورن: من از جمهوری چیزی نمی‌دونم؛ من با سیاست روز کاری ندارم و نمی‌خوام کاری داشته باشم.