مرگ
اینجا، قارهی هشتم، اقلیم لحظههای خوب است.
نمایش پستها با برچسب
رمان
.
نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب
رمان
.
نمایش همه پستها
۱۴۰۲ دی ۱۸, دوشنبه
یادداشتی بر رمان «غول مدفون» نوشته «کازوئو ایشی گورو» ترجمه سهیل سمی- نشر ققنوس
›
⚠️خطر افشای بخشهایی از داستان⚠️ «غول مدفون» کتابی نیست که بشه به همه پیشنهادش کرد. یه رمان فانتزی-تاریخی با ایده اولیه درخشان که روایتش ...
۱۴۰۲ دی ۱۴, پنجشنبه
یادداشتی بر رمان «ناطور دشت» نوشته جی. دی. سلینجر ترجمه مهدی آذری و مریم صالحی - نشر یوبان
›
هیچوقت درباره کسی صحبت نکنید. اگر درباره کسی صحبت کنید دلتان برای همه آنها تنگ میشود. فکر میکردم «ناطور دشت» از اون کتاباییه که میشه...
یادداشتی بر رمان «سال بلوا» نوشته عباس معروفی - نشر ققنوس
›
«سال بلوا» روایتگر عشق حزنانگیز «نوشا» و «حسینا» در حال و هوای جنگ جهانی دومه. عشقی با بوی خاک و خون در شهری که ناامنی توش موج میزنه. ر...
یادداشتی بر رمان «ژرمینال» نوشته «امیل زولا» ترجمه سروش حبیبی- نشر نیلوفر
›
«ژرمینال» پیش از هر چیز با توصیفات زیبا و دوستداشتنیش(به لطف ترجمه خوب) به خاطر میمونه. از اون رمانایی که میشه خوندنشو به خیلیا پیشنها...
۱۴۰۲ آبان ۸, دوشنبه
یادداشتی بر رمان «یادداشتهای زیرزمین» و داستان «شبهای روشن» نوشته فئودور داستایفسکی - نشر به سخن با همکاری آوانامه
›
«یادداشتهای زیرزمین» یا «یادداشتهای زیرزمینی» از اون رمانایی نیست که آدم با شوق و ذوق به هر کسی معرفیش کنه. داستان پره از جملههای عجیب ...
۱۴۰۲ مهر ۳۰, یکشنبه
یادداشتی بر رمان «ابله» اثر فئودور داستایفسکی ترجمه سروش حبیبی - نشر چشمه
›
رمان «ابله» داستان زندگی انسانِ کامل از نظر «داستایفسکی» است. انسان ِ کاملی که مردم او را ابله میدانند. پرنس «میشکین» جوانی بیستوشش ساله ...
۱۴۰۲ تیر ۲۵, یکشنبه
یادداشتی بر رمان «قمارباز» نوشته فئودور داستایفسکی ترجمه سروش حبیبی - نشر چشمه
›
رمان کوتاه «قمارباز» به اندازه «برادران کارامازوف» و «جنایت و مکافات» جذاب نیست و آدم را لبریز از تعریف نمیکند. با این همه چون به نوعی خو...
۱۴۰۲ تیر ۲۰, سهشنبه
یادداشتی بر رمان «برادران کارامازوف» (The Brothers Karamazov) اثر فئودور داستایفسکی( Fyodor Dostoevsky) ترجمه پرویز شهدی - نشر مجید
›
«اگر کسی برای من ثابت کند که مسیح از دایره حقیقت بیرون است و به راستی یقین حاصل کنم حقیقت فرسنگها با مسیح فاصله دارد، باز هم ترجیح میدهم د...
۱۳۹۴ فروردین ۱۰, دوشنبه
یادداشتی بر رمان «مون پالاس»(Moon Palace) اثر پل استر(Paul Auster) ترجمهی لیلا نصیریها- نشر افق(چاپ دوم، ۱۳۸۶)
›
پل استر معتقد است «تصادف» بخش مهمی از هستی است. او تصادف را ساز و کار هستی میداند و این را به وضوح وارد جهان «مونپالاس» میکند. تصا...
۱۳۹۳ اسفند ۲, شنبه
یادداشت از متن کتاب «ادبیات مرده است» اثر هنری میلر(Henry Miller) ترجمهی داود قلاجوری- نشر آتیه(چاپ اول ١٣٧۹)
›
در بخش «یادداشت مترجم»: • مطالب این کتاب دریچهای بر دنیای اندیشههای میلر میگشاید و خواننده را تا حدود زیادی با عقاید او ...
۱۳۹۳ شهریور ۲۸, جمعه
یادداشت از متن رمان «گاوخونی» اثر جعفر مدرسصادقی(Jaafar Modarres Sadeghi)- نشر مرکز(چاپ نهم ١٣٨٩)
›
· مردد بودم به روی خودم بیاورم یا نه. میترسیدم اگر به روی خود بیاورم و داد و فریاد راه بیندازم، به من بخندند. چون به پدر من ن...
یادداشت از متن داستان «از خمِ چمبر» اثر محمود دولتآبادی(Mahmoud Dolatabadi)- نشر نگاه(چاپ اول ١٣٨٣)
›
· یکسر کار دشتبانی طاهر هم به دست ایل و اولاد میرجانها بود. خرده مالک بودند و اگر طاهر شاخ در شاخشان میگذاشت، غلهی مزد ...
۱۳۹۳ تیر ۲۷, جمعه
در رمان «نان سالهای جوانی»(The Bread of Those Early Years) اثر هاینریش بُل(Heinrich Böll) ترجمهی محمد اسماعیلزاده- نشر چشمه(چاپ پنجم ١٣٨٨)
›
· بعدها اغلب راجع به این فکر میکردم که اگر دنبال هدویگ به راهآهن نمیرفتم، چه میشد: وارد یک زندگی دیگر میشدم، درست مثل این که...
۱۳۹۳ فروردین ۲۷, چهارشنبه
یادداشتی بر رمان «دوست مشترک ما»(Our Mutual Friend) اثر چارلز دیکنز(Charles Dickens) ترجمهی عبدالحسین شریفیان- نشر نگاه (چاپ اول ١٣٦٩)
›
«دوست مشترک ما» رمانی است متمرکز بر موضوع پول. رمان پویایی خود را از ماجرای یک قتل مرموز حول زندگی شخصیتهای «لیزی هگزم» و «بلا ویل...
۱۳۹۲ دی ۵, پنجشنبه
در کتاب «درباره رمان و داستان كوتاه» اثر سامِرسِت موآم(W. Somerset Maugham) ترجمهي كاوه دهگان ( چاپ سوم، ٢٥٣٦شاهنشاهي):
›
مقدمه : • در اين كتاب چناچه درست از آغاز مطالب متوجه ميشويد، «ديد هنري» موآم با نظر تولستوي تفاوت فاحش دارد و از هر جهت مخالف...
یادداشتی بر «آخرین ایستگاه» اثر اریشماریا ریمارک(Erich Maria Remarque) ترجمهی همایون نوراحمر
›
رمان خیرکنندهی ریمارک در روزهای پایانی جنگ جهانی دوم در آلمان میگذرد. وقتی یک مرد فراری، «اریش روده»، به «آنا»، زنی بیست و هشت ساله، پنا...
۱۳۹۲ مهر ۳, چهارشنبه
سه جمله از رمان «میراث» اثر هاینریش بُل(Heinrich Böll)
›
· قطارها که سربازها را به مرخصی میبرند چه بار عظیم و جنونآمیزی از درد را جابهجا میکنند . · اگر به جز سرباز پیاده چی...
›
صفحهٔ اصلی
مشاهده نسخه وب