·
(سفیرکبیر باز هم منتظر میماند. از آن سوی خط صدای یک خواننده قدیمی، تینو
روسی و گروهی که او را همراهی میکنند به گوش میرسد. سفیرکبیر باز بر روی تلفن میزند،
موسیقی قطع میشود.)
صدا: الو، بله؟
سفیرکبیر: هنوز هم این ارتباط من و وزیر امور خارجه کشورمان
برقرار...
صدا: درسته، اجازه بدید!
(سکوت. سفیرکبیر باز منتظر میماند. ناگهان سروصدای مرغدانی،
قدقد و قوقولیقوقو... بر روی تلفن میکوبد. سروصدا قطع میشود.)
سفیرکبیر: (با تلفن، عصبانی اما خوددار) من از شما خواستم و
دوباره و سهباره هم خواستم که تماسم رو با وزارت امور خارجهی کشورمان برقرار
کنید، اما...
صدا: اما قربان، شما داشتید با وزارت امور خارجهی کشورمون حرف میزدید.
