‏نمایش پست‌ها با برچسب سنکا. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب سنکا. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ مرداد ۲۲, پنجشنبه

یادداشتی بر نمایش‌نامه «زنان تروا»(The Trojan Women) اثر سنکا(Seneca) ترجمه‌ی عبدالله کوثری- نشر فردا(چاپ اول ۱۳۸۶)

عبدالله کوثری

در مورد تراژدی:
سنکا در تراژدی «زنان تروا» وام‌دار اورپید و دو تراژدی‌اش «هکاب» و «زنان تروا»ست. او ماجرای قربانی کردن پولیکسنا به درخواست شبح آشیل در «هکاب» و کشتن آستیناکس، پسر هکتور و آندروماک، در «زنان تروا» را در بهترین تراژدی‌اش می‌آورد. او با به تصویر کشیدن درد و رنج‌های هکاب، آندروماک و پولیکسنا و محافظه‌کاری و ترس یونانیان، پوچی و بی‌هودگی جنگ را نشان می‌دهد. هکاب این نگون‌بخت‌ترین زن تاریخ هنوز باید مرگ عزیزان را تاب آورد و شِکوه کند که چرا مرگ دامن خود او را نمی‌گیرد. آندروماک میان ویرانیِ گورِ شوهر و جان فرزند می‌ماند و می‌بازد و پولیکسنا تن به ازدواج با پیروس، پسر آشیل، نمی‌دهد و قربانی خواسته‌ی یک روح می‌شود. اما با وجود همه‌ی این بدبختی‌ها آن‌ها شجاعت و وقار خود را در برابر مرگ از دست نمی‌دهند و با آغوش باز به استقبالش می‌روند.
زنان تروا اگر چه با شخصیت‌های اصلی‌شان فاصله‌ دارند و تحت تاثیر آموزه‌های فلسفه‌ی رواقی، که سنکا دل‌بسته‌ی آن است، از مذهب و خدایان دورند و به سطوح انسانی نزدیک‌تر، اما هم‌چنان از این نظرگاهِ تازه هم قابل قبول‌اند و استوار.

در مورد سنکا:
سنکا اگر چه در مقام نمایش‌نامه‌نویس هرگز به قله‌های رفیعی چون اشیل، سوفکل و اورپید نزدیک نمی‌شود اما به قول اف. ال. لوکاس «بنای یادمان واقعی سنکا، صحنه‌ی تراژدی در انگلستان، فرانسه و ایتالیاست.» او در دوره‌ی رنسانس زمانی که نمایش‌نامه‌های یونانی با همه‌عظمت‌شان برای نویسندگان آن دوره گیرایی نداشتند یک تنه بزرگان درام‌نویسی جهان را به محاق افکند و سرمشق تراژدی آن دوره شد. اهمیت او در تاریخ ادبیات نمایشی آن‌ جا روشن می‌شود که بدانیم «بسیاری از منتقدان معتقدند تصور تراژدی دوران الیزابت بدون آثار این نویسنده اگر نه ناممکن، بسیار دشوار است.» یا این که «در اهمیت تاثیر سنکا بر نمایش‌نامه‌نویسی دوران رنسانس نمی‌توان تردید کرد. نمایش‌نامه‌نویسان عصر الیزابت به واسطه‌ی سنکا نمایش‌نامه‌ی پر شکوه و عظیم را در شکلی که برای‌شان قابل درک و قابل استفاده بود به دست آوردند و با کمک او نمایش‌نامه‌هایی بس بزرگ‌تر از سرمشق خود نوشتند. بدین‌سان سنکا پیوندی میان دو دوره‌ی مهم تراژدی برقرار کرد و بدل به چهره‌ای ماندگار در تاریخ تکامل تراژدی غرب شد.»