‏نمایش پست‌ها با برچسب فرزاد ویسی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب فرزاد ویسی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۳ آذر ۲۱, جمعه

یادداشت از متن نمایش‌نامه «والدین وحشتناک»(Les Parents terribles) اثر ژان کوکتو(Jean Cocteau) ترجمه‌ی فرامرز ویسی-نشر سپیده سحر(چاپ اول ١٣٨١) + یادداشت کوتاه


   نمایش‌نامه‌های «صدای انسانی»، «والدین وحشت‌ناک» و «ماشین جهنمی» به طرز بی‌چون و چرایی موفقیت‌آمیز هستند. نمایش‌نامه‌ی «صدای انسانی» یک منولوگ چندپاره‌ای نمونه‌وار و تاثیربرانگیز است و نمایش‌نامه‌ی «والدین وحشت‌ناک» تابلویی جهنمی از یک خانواده‌ی کاملن متلاشی شده است و نمایش‌نامه‌ی «ماشین جهنمی» نیز همان «اودیپ شاه» است با تصاویری که نمی‌توانیم بسیاری از آن‌ها را از متن سوقوکل تفکیک کنیم.
       ژرژ: ایوون، مسموم شده.
لئو: (هاج و واج) چی گفتی؟
ژرژ: به خودش... انسولین تزریق کرده.
   ایوون: لئو، این بچه کجا خوابیده؟ چرا تماس نمی‌گیره، فکر نمی‌کنه دیوونه می‌شم؟ چرا... به من تلفن نمی‌زنه؟ تلفن زدن که کار سختی نیست...
لئو: بستگی داره. آدم‌های ساده و بی‌دست و پایی مثل میشل، اگه پای دروغ گفتن به میون بیاد، از تلفن زدن متنفر می‌شن.
ایوون: میک چرا باید دروغ بگه؟
لئو: از دو حال خارج نیست: یا جرئت به خونه اومدن نداره، یا جرئت تلفن زدن و یا این که یه جای دیگه اون‌قدر به اون خوش می‌گذره، که به هیچ‌کدوم از این دو کار فکر نمی‌کنه. به هر حال چیزی رو پنهون می‌کنه.