
در بخش «یادداشت مترجم»:
•
مطالب این کتاب
دریچهای بر دنیای اندیشههای میلر میگشاید و خواننده را تا حدود زیادی با عقاید او
دربارهی مفاهیمی چون انسان، سرنوشت، زندگی، دوستی، جنگ، ادبیات، میهنپرستی و مرگ
آشنا میسازد. یکی از نکات قابل تامل در نوشتههای میلر، که در انتخاب مطالب این مجموعه
نیز از نظر دور نمانده، بیزاری او از زادگاهش نیویورک است. او نسبت به هر آنچه آمریکایی
و مظهر ترقی و پیشرفت به شیوهی آمریکایی است، تنفر نشان میدهد.
•
اما او به خاطر جلب نظر منتقدین
هرگز از اعتقادات ادبی خود دست برنداشت. آنچه او دربارهی منتقدین مینویسند خواندنی
و سوالبرانگیز است.
«خیلی
زود کتابِ [The World of Lawrence] مرا که منعکسکنندهی نظریات من دربارهی آمریکاست خواهند دید. آنها
مدتهاست که منتظر این کتاب هستند. البته از هماکنون میتوانم عکسالعمل آنها را
پیشبینی کنم. میدانم که مرا به رگبار توهین خواهند بست؛ خواهند گفت که افکارم منحرف،
شورشی و غیرمقعول است؛ خواهند گفت که یک خائنم. البته منظورم از آنها منتقدین هستند،
همان سپاه مزدوران خودفروش که قبل از ارائهی هر نظری منتظر میشنود تا ببینند باد
به کدام سو میوزد.»
•
نویسندهی آمریکایی
«نورمن مایلر[Norman Mailer] در کتاب خود به نام «سیر در آثار هنری میلر» مینویسد «کتاب مدار
راسالسرطان در میان ده یا بیست شاهکار ادبی جهان قرار دارد.» اما این اثر بلافاصله
پس از اولین انتشار در پاریس سال ۱۹۳۴، اسیر دست سانسور شد و از توزیع آن در کشورهای
انگلیسی زبان ممانعت به عمل آمد.
•
میلر در مقالهای[...] اشاره میکند
که با پایان گرفتن عصر ما(به احتمال منظور او قرن بیستم است.) فرمهای ادبی موجود رنگ
میبازند و اتوبیوگرافی تنها قالب مطلوبی خواهد شد که نویسنده میتواند در آن به آفرینش
آنچه که او نامش را اسناد انسانی میگذارد، دست بزند.
البته منظور میلر از اتوبیوگرافی آن دسته آثاری را شامل نمیشود که جز
نگاهی سطحی و گذرا و نوستالژیک به زندگی انسان گذشتهی نویسندهی آن چیز دیگری نیست.
اینگونه آثار فاقد ارزش ادبیاند. منظور میلر آن دسته از اتوبیوگرافیهاست که نویسنده
حقیقت مطلق درون خود را به ما نشان می دهد ؛ ظاهر و باطن خود را به تصویر میکشد؛ و
مرکز توجه او به احساسات، افکار و عواطف خود است. اتوبیوگرافی واقعی آن است که هدف
اصلیاش نشان دادن تمامیت و کل و جز نویسندهی آن باشد.