• بازنشسته سوم: پلیسها رو نمیگم، منظورم رهبرای تظاهراته که
بدون گرفتن مجوز این تظاهرات را سازمان دادن...
اومبرتو: اونها نخواستن که ما پشتیبان تظاهرات باشیم.
بازنشسته
سوم: خب، پس باید تو خونههامون
میموندیم.
اومبرتو:
من به بیست درصد اضافه حقوق
احتیاج دارم تا بتونم همهی قرضهامو بدم.
•
اومبرتو: اگه
این طوری منو بیرون بندازید، دیگه همهچیتون روبهراه میشه... اونم بعد از بیست
سال!
صاحبخانه: میبینید! در ضمن اجارههای عقبافتادهتون رو
هم باید بپردازید!
•
اومبرتو:
کدوم یکیشون مال توئه...؟
ماریا: هر دو...
اومبرتو: اما... پدر... پدر بچه؟
ماریا: فکر میکنم اون ناپلیه...
اومبرتو: یعنی چی... فکر میکنم؟!
ماریا: هیچکدومشون قبول نمیکنن.
