‏نمایش پست‌ها با برچسب ژان راسین. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ژان راسین. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۳ اسفند ۳, یکشنبه

یادداشت از متن نمایش‌نامه «فدر»(Phedre) اثر ژان راسین(Jean Racine) ترجمه‌ی مسعود سالاری- نشر فردا(چاپ اول ۱۳۸۴)




در بخش «مقدمه‌ی نویسنده»:
         در واقع فدر نه کاملن گناه‌کار و نه کاملن بی‌گناه است. به دام هوسی نامشروع می‌افتد که خود پیش از هر کسی از آن کراهت دارد و بدین‌گونه درگیر سرنوشت و اسیر خشم ایزدان می‌شود. برای چیرگی بر آن هوس از هیچ تلاشی فروگذار نمی‌کند. خوش‌تر دارد بمیرد تا آن را بر کسی آشکار کند و هنگامی که ناچار از افشای آن می‌شود، با چنان آشفتگی و خجالتی سخن می‌گوید که می‌بینیم جرم او بیش‌تر مجازاتی از سوی ایزدان است تا حرکتی ارادی.
در بخش «نمایش‌نامه»:
         هیپولیت: [...] بیش از شش ماه است که از پدرم دورم،
از سرنوشت فردی آن‌سان گران‌مایه
و حتا از مکانی که می‌تواند او را در خود جای داده باشد بی‌خبرم.
         ترامن: [...] چه کسی می‌داند، چه کسی می‌داند آیا پادشاه، پدر شما
 می‌خواهد که در نبودش رازش فاش گردد؟
و هنگامی که ما به خود می‌لرزیم که در روزهای او چه می‌گذرد
آن قهرمان، آرام، در حالی که هوس‌های تازه‌اش را از ما پنهان می‌دارد،
در انتظار معشوقه‌ی فریب خورده‌ای است...