‏نمایش پست‌ها با برچسب ژان پل سارتر. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ژان پل سارتر. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ خرداد ۴, دوشنبه

یادداشتی بر نمایش‌نامه «چرخ‌دنده»(In the Mesh / L'engrénage) اثر ژان-پل سارتر(Jean-Paul Sartre) ترجمه‌ی داریوش مودبیان- نشر قاب(چاپ دوم ۱۳۸۹)


ما داریم کسی رو محاکمه می‌کنیم که قبل از این دوستش داشتیم و به قدرت رسوندیمش. کسی که به ما دروغ گفت، به ما خیانت کرد.

فیلم‌نامه‌ی «چرخ‌دنده»(۱۹۴۶) که در زمان حیات سارتر هیچ‌گاه به فیلم تبدیل نشد بارها برای صحنه‌ی نمایش تنظیم و اجرا شده است. سارتر در مصاحبه‌ای راجع به آن می‌گوید «چیزی که بیش‌تر از همه در نوشتن این فیلم‌نامه مرا به خود مشغول می‌داشت انتقال روش جدیدی در «به نمایش گذاردن گذشته» بر روی پرده‌ی سینما بود. روشی که قبل از جنگ، داستان‌نویسان انگلوساکسون آن را بسیار به کار می‌گرفتند و ما آن را «تعدد دیدگاه‌ها» می‌نامیم. این روش آن روزها سخت طرف‌دار پیدا کرده بود. کافی است «هم‌شهری کین» یا «راشومون» را به خاطر بیاورید، سعی بر این بود که تدوام سنتی روایت در هم شکسته شود، که «رجعت به گذشته»، «فلاش‌بک» انعطاف‌پذیر شود و بالاخره یک واقعه از زوایا و دیدگاه‌های مختلف توصیف شود. برای این فیلم، من در نظر داشتم نه فقط تدام زمان وقوع حوادث را به کلی در هم بشکنم، بل‌که یک شخصیت –به طور مثال- «هلن» را با چهره‌های گوناگون بر حسب این که چه کسی درباره‌ی او حرف می‌زند، ظاهر سازم.»

۱۳۹۲ آذر ۷, پنجشنبه

در کتاب «ادبیات چیست؟» اثر ژان پل سارتر(Jean-Paul Sartre) ترجمه‌ی ابوالحسن نجفی و مصطفی رحیمی-نشر زمان

Jean-Paul Sartre


·       آن‌چه در مورد آدمیان تفاوت نمی‌پذیرد ضرورت در جهان بودن، در جهان کار کردن، در جهان در میان دیگران زیستن و در آن فانی شدن است. این جبرها برای همه‌ی افراد بشر، در هر زمان و مکان، یکسان است.

·       آزادی بورژوائی بدان علت که در خدمت سرمایه داری قرار دارد متناقض و ابتر است و در نتیجه تحمیق است، دروغ است. متناقض است زیرا آزادی را برای خود می‌خواهد یعنی برای اسارت دیگران.

·       بخش بزرگ و برگزیدگی انسانی بودلر در وحشتی است که از رها کردن کارها به حال خود دارد. در نظر او ولنگاری، سستی و تن‌آسایی خطاهای نابخشودنی‌اند. سارتر می‌خواهد بر ضد این خطاهای نابخشودنی وحشتی در روان‌ها ایجاد کند. چنین است که فلسفه از ادبیات بی‌نیازنمی‌تواند بود.

·       اگر برای هرکس یک گرده نان لازم باشد اکنون که چهار نفرند و یک گرده نان هر کدام سه تن دیگر را عامل گرسنگی خود می‌داند. این است مفهوم «درندگی» بشر و اساس این افسانه که انسان گرگ انسان است.

·       غرض از نثر ذاتن سودجویی است. من نثرنویس را این‌گونه تعریف می‌کنم: کسی که از کلمات «استفاده» می‌کند.

·       مگرنه رسم بر این است که از همه‌ی جوانانی که عزم نوشتن دارند این سوال اصولی را بکنند: «آیا چیزی برای گفتن دارید؟» که مراد از آن این است: چیزی که به گفتن بیرزد.

·       از این قرار نثرنویس کسی است که به نوعی شیوه عمل ثانوی مبادرت می‌ورزد که می‌توان آن را «عمل آشکارگی» نامید. بنابراین حق است که از او این سوال دوم را بکنیم: کدام یک از جلوه‌های جهان را می خواهی آشکار کنی؟ و یا با این آشکارگری چه تغییر و تبدیلی می‌خواهی در جهان بدهی؟

·       انسان موجودی است که در برابر او هیچ موجودی نمی‌تواند بی‌طرف بماند، حتی خدا.

·       یکی از انگیزه‌های اصلی آفرینش هنری یقینن نیاز ماست به این که خود را نسبت به جهان مهم حس کنیم.

·       و ...