‏نمایش پست‌ها با برچسب یاسمینا رضا. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب یاسمینا رضا. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۳ آبان ۴, یکشنبه

یادداشت از متن نمایش‌نامه «هنر» اثر یاسمینا رضا (Yasmina Reza) ترجمه‌ی هوشنگ حسامی و سحر داوری- نشرتجربه

یاسمینا رضا



·   مارک: وقتی نیمه‌جون پهن می‌شد رو زمین، باید به‌ش می‌گفتم تو ناسلامتی رفیق منی، تو چه جور رفیقی هستی سرژ که فکر می‌کنی رفیقات هیچ تحفه‌ای نیستند؟

·       ایوان: هر کاری شما بکنید، من می‌کنم.

مارک: اون هر کاری ما بخوایم می‌کنه. همیشه هر کاری ما بخوایم می‌کنه.

ایوان: شما دوتا چه مرگ‌تونه خیلی عجیب غریبید.

سرژ: درست می‌گه تو باید یک بار هم که شده عقیده‌ئی از خودت داشته باشی.

·       سرژ: چرا این‌طور به ایوان می‌تازی؟

مارک: چون یه دست‌مال به دست حقیره، متملقه، ذلیل پوله، ذلیل همه‌ی چیزهایی که معتقده فرهنگه. خبر نداره فرهنگ برای من حکم استفراغ رو داره.