مرگ
اینجا، قارهی هشتم، اقلیم لحظههای خوب است.
۱۳۹۳ آبان ۵, دوشنبه
یادداشت از متن نمایشنامه «بازی استریندبرگ»(Play Strindberg (1969), based on Strindberg's The Dance of Death) اثر فریدریش دورنمات(Friedrich Dürrenmatt) ترجمهی حمید سمندریان-نشرتجربه(چاپ دوم ١٣٨٠)
›
• آلیس: بازی استریندبرگ ادگار: رقص مرگ اثر آگوست استریندبرگ کورت: تنظیم از فریدریش دورنمات • ادگار: من مریض...
۱۳۹۳ آبان ۴, یکشنبه
یادداشت از متن فیلمنامهی «اومبرتو د»(Umberto D) اثر چزاره زاواتینی(Cesare Zavattini) و ویتوریو دسیکا(Vittorio De Sica) ترجمهی ژینوس کریمی- نشر نی(چاپ اول ١٣٨٢)
›
• بازنشسته سوم: پلیسها رو نمیگم، منظورم رهبرای تظاهراته که بدون گرفتن مجوز این تظاهرات را سازمان دادن... اومبرتو: اونها نخوا...
یادداشت از مقدمهی کتاب «داستان و نقد داستان (جلد اول)» گزیده و ترجمهی احمد گلشیری- نشر نگاه
›
• نویسنده ابزار حقیقت است، او اندیشهها و واقعیتهایی را برای خواننده روشن میکند که خودکامگان همواره تلاش کردهاند همچنان در حجاب...
یادداشت از متن کتاب «هشتاد سال داستان کوتاه ایرانی» (جلد اول از١٣٠٠ تا ١٣٦٠) به انتخاب و بررسی حسن میرعابدینی- نشر خورشید (چاپ دوم ١٣٨٥)
›
جلد اول بهرام صادقی: «در وهله ی اول باید داستان نوشت. داستان خالص، باید ساخت، به هرشکل و هر جور... فقط مهم این است که راست بگوی...
یادداشت از متن نمایشنامه «هنر» اثر یاسمینا رضا (Yasmina Reza) ترجمهی هوشنگ حسامی و سحر داوری- نشرتجربه
›
یاسمینا رضا · مارک: وقتی نیمهجون پهن میشد رو زمین، باید بهش میگفتم تو ناسلامتی رفیق منی، تو چه جور رفیقی هستی سرژ که فکر...
یادداشت از متن کتاب «آدمی با دیگران (گزینگویههای نیچه Friedrich Wilhelm Nietzsche)» ترجمه علی عبداللهی- نشر ثالث(١٣٨٨)
›
کلاغها فریاد برمیآورنـــــــــد و با همهمهی بسیار به شهر میآیـند به زودی برف خواهــــد آمـــــــد وای بر آن که موطـــن...
۱۳۹۳ شهریور ۲۸, جمعه
یادداشت از متن نمایشنامه «مرگ و دختر جوان(دوشیزه)»(Death And The Maiden) اثر آریل دورفمان(Ariel Dorfman) ترجمهی حشمتالله کامرانی- نشر ماهریز(چاپ دوم ١٣٨١)
›
· پائولینا: میدانستم یکی را پیدا میکنی که کمکت کند. خوب بگو ببینم، خوشگل بود؟ تودلبرو بود؟ · پائولینا: این کم...
یادداشت از متن نمایشنامه «گفتوگوی شبانه» اثر فردریک دورنمات(Friedrich Dürrenmatt) ترجمهی علیرضا مهینی- نشر نگاه
›
· مرد: بله کتابهای مرا هر جا که غدغن شده میخوانند. دیگری: و آن جاها که غدغن نیستند؟ مرد: در این جور جاها از اونها م...
یادداشت از متن رمان «گاوخونی» اثر جعفر مدرسصادقی(Jaafar Modarres Sadeghi)- نشر مرکز(چاپ نهم ١٣٨٩)
›
· مردد بودم به روی خودم بیاورم یا نه. میترسیدم اگر به روی خود بیاورم و داد و فریاد راه بیندازم، به من بخندند. چون به پدر من ن...
‹
›
صفحهٔ اصلی
مشاهده نسخه وب